در راه رسیدن به آفتاب
و آنگاه كه نسیم جان در حیات به نفس زدن میرسد، اندیشه در حیات، شروع به وزیدن میكند و
با نسیمش، به وجود شكل میبخشد و با نوازشش، عشق را شعلهور میكند و از آتش عشق، وجود به نور میرسد و نور به آفتاب.
فكر، تنها مایة اهدایی ماست. رشد آن، اندیشه میسازد و حیات آن، اندیشهها. غوص اندیشه در
درون، وجود را به حیات میرساند، كه در وجود به وجود او میرسیم. چون وجود، از آن وجود است.
در رسیدن به وجود او، محو تماشای وجود زیبایهای او میشویم. سپس میتوان پای در راه عشق گذاشت..
مجموعه تفكرات ما درباره حقایق عالم و واقعیتهای هستی وجود او، میتواند بذر عشق به زیبایهای او را در دل بكارد. كه این دل به غیر از زیبایی، نور و بهشت هیچ چیز دیگر را نمیبیند.
به او عشق خواهید ورزید، آنگاه كه دل پذیرای عشقی نامنتها و سوز آور و ذوب كننده میشود،
در آن حال، در راه رسیدن به آفتاب گام برداشتهاید. و این راه، راه بی بازگشتی است. در راه، نه تنها به جلو میرویم، بلكه به جلو برده میشویم، چون او نیز به استقبال ما میآید. او آفتاب ما، در رسیدن است.
نویسنده: زهرا حصارکی